برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
مدیریت سایت خانه, خبرها, ویژهنامه
حدود پانزده سال پیش، خانهی شاعران جهان، با آرمانی و رویایی آغاز شد: تا پاسِ حرمت شعر بداریم و زبانمان را در آغوش گشاده و سخاوتمند شاعران زبانهای دیگر لمس کنیم. چون هر آرمان و رویایی، فرازها داشتیم و نشیبها، اما هنوز زندهایم. در آغاز سدهای دیگر، برآنیم که بمانیم و پرتوانتر از همیشه، در کنارتان بخوانیم و بسرائیم و ببالیم. اگر نبود مهر و همراهی شما خوانندگان، مترجمان همراه و همچراغانِمان در سایت رسمی احمد شاملو، نفتِ چراغمان ته میکشید و یک نسل دوام
برچسب:
نویسنده: عباس
فروردین ماه گلها
در خیال من که از خطهی گل و بلبل آمدهام، فروردین ماه گلهاست. در بلاد فرنگیان آوریل گرچه وقت رگبارهاییست که ماه مه را گلباران میکند، ماه شعر و شاعران هم هست. در شیلی ک
برچسب:
نویسنده: عباس
پنج بار سایه را دیدم.
و از سر اتفاق، به او سلامی گفتم.
در ششمین سلام
ناگاه در برابرم ایستاد
راه را در کوچه ی تنگ پایین شهر
بر من بست و به دُ
برچسب:
نویسنده: عباس
سارا سمیعی
شعرها
تویی همان آواکه پاسخ میدهیبه ندای منبی این صداهیچ شعری نم
برچسب:
نویسنده: عباس
علی اصغر فرداد
شعرها
آیا آن شهر را دوست داشتی،که در جنگل کاجهایاش قطره قطره اشک میچکید
برچسب:
نویسنده: عباس
هودیسه حسینی
شعرها
بعید به نظر می رسد با چشمان بازگوسفند نیمه شب را بشمارد،که در آسمان ها
برچسب:
نویسنده: عباس
شیطان خداست
و خدای شیطان
و من آموختم
این دو را بپرستم
یکی را به سبکی
و آن یکی را به سیاقی دیگر
طریق اما یکی بود
که ه
برچسب:
نویسنده: عباس
آه مادر
می دانم مرا به کجا فروختی
به آن دروازه افراشته
که نامش مرگ است
در این دنیای آینه ای می خواهم با خود چون کودکی در خود
روبرو شوم
برچسب:
نویسنده: عباس
به پاییز یا بهارچه تفاوت میکند؟در جوانی یا کهنسالیکه چه بشود؟با این وصف در همه ی این پهنه غایبی توتو ناپیدا شدی اکنون درهمین لحظهیا هزاران سال پیشاما برجای خود تنهاغیاب تو باقیست
برچسب:
نویسنده: عباس
هودیسه حسینی
شعرها
هیچ کشتی بادبانی مثل کتابمارا به سرزمین های دور نمی برد،نه هیچ اسب تند
برچسب:
نویسنده: عباس
هودیسه حسینی متولد دی ماه ۱۳۵۷ در شهر شاهی. او دانشآموختهی ادبیات زبان انگلیسی ست. وی چندین سال است که به عرصهی ادبیات گام نهاده است. اولین مجموعه اشعارش را
برچسب:
نویسنده: عباس
در تخت ات بیدار می شوم. می دانم خواب می دیدم
خیلی قبل آلارم ساعت ما را از هم جدا کرده
ساعت هاست پشت میزت نشسته ای. می دانم چه خوابی می دیدم:
دوست شاعرم
برچسب:
نویسنده: عباس